ابن نما الحلي ( مترجم : على كرمى )

100

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي )

آن گاه كه عنصر تاريك انديش و آلوده‌اى بسان يزيد زمام امور جامعه را به كف گيرد و جامعهء اسلامى به زمامدارى چون او گرفتار آيد ، بايد فاتحهء اسلام و فرهنگ انسان پرور و مقررات عادلانه و آزادمنشانه آن را خواند . ( 1 ) سپس افزود : من از نياى گرانقدرم پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود : هان اى مردم ! به هوش باشيد كه رهبرى و زمامدارى جامعهء اسلامى بر خاندان ننگين و خودكامه ابو سفيان حرام است . و اگر روزى معاويه را بر فراز منبر من نگريستيد ، شكم او را پاره كنيد ، چرا كه آنجا جاى فريب و دجالگرى نيست ! و دريغ و درد كه مردم مدينه آن تبهكار را بر فراز منبر پيامبر نگريستند ، امّا به دستور پيامبر عمل نكردند و به كيفر آن ، اينك خداى دادگر آنان را به يزيد - كه تبهكارتر و زشت كردارتر از اوست - گرفتار ساخته است . شكايت به پيامبر مهر و عدالت ( 2 ) سوّمين امام نور ، حضرت حسين پس از آن كه دست بيعت گشودن به سوى « يزيد » و به رسميّت شناختن حكومت خودكامه و حقير پرور او را نپذيرفت و رسالت انسانساز و پرشكوه خويش را در آن شرايط حسّاس و سرنوشت‌ساز تاريخى ، دعوت به حق و عدالت و ارزش‌هاى والاى قرآن و سنّت پيامبر ، و مبارزهء مسالمت‌آميز و روشنگرى فكرى ، عقيدتى ، فرهنگى ، اخلاقى ، انسانى و اجتماعى با ضدّ ارزش‌ها و فريب و گناه و بيداد ، و كانون و مركز فتنه‌ها ، رژيم بيداد پيشه و خشونت كيش و خودكامهء اموى ديد ، به ناگزير از محيط بستهء « مدينه » تصميم به هجرت گرفت و بر آن شد كه از كنار حرم پيامبر خدا به سوى بيت اللَّه و كهن‌ترين معبد توحيد حركت كند تا با اين هجرت و حركت ، هم انديشه‌ها و افكار جامعه را با تكانى شديد متوجّه اين خطر سهمگين و بنيان برانداز سازد - كه دين و دفتر و جامعه و مردم را به سوى انحطاط و خمودى مىكشد - و هم از فضاى بسته و محدود « مدينه » و فشار فزايندهءاى كه در راه است ، نجات يافته و با رسيدن به حرم خدا و يافتن مخاطبان بسيار از سراسر جهان اسلام ، پيامى روشنگرانه به مردم بدهد و سخن حق را در برابر باطل و بيداد طنين افكن سازد . و هم در مسير راه ، از « مدينه » تا « مكّه » همچنان به صورت مسالمت آميز ، بسان نياى گرانقدرش روشنگرى كند و خيرخواهى نمايد و براى نجات و سعادت جامعه و امّت باران حقايق را بر مزرعهء